
سرمایهی روانشناختی
سرمایهی روانشناختی، یک ساختار منسجم که متشکل از ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و سرمایهی انسانی است ؛ برای مثال، سرمایهی اقتصادی به این معناست که فرد چه دارد؛ سرمایهی اجتماعی به اشخاصی که فرد با آنها تعاملات سازنده و مطلوبی برقرار ساخته است، اشاره دارد؛ سرمایهی انسانی بیانگر دانستههای فرد است؛ اما سرمایهی روانشناختی روی این موضوع تأکید دارد که شما چه کسی هستید و با توجه به توسعهی روانشناختی، به چه سمتی در حال رشد هستید.
تعریف دیگر بیان می کند که سرمایهی روانشناختی ، مجموعهای از صفات و توانمندیهای مثبت افراد که میتواند مانند یک منبع قوی در رشد و ارتقاء فرد و سازمان نقش داشته باشد. سرمایهی روانشناختی شامل 4 مؤلفه میشود که عبارت است از :
1. اطمینان داشتن نسبت به تواناییهای خود (خود- کارآمدی)
2. وجود یک نگرش و یا تفکر مثبت (خوشبینی)
3. حرکت به سمت اهداف و انتخاب مسیرهای مناسب (امیدواری)
4. مقاوم بودن و در امان ماندن در هنگام مواجهه با مشکلات متعدد و پیچیده بهمنظور دستیابی به موفقیت (تابآوری).
.
درواقع، سرمایهی روانشناختی مجموعهای از این حالات مثبت است که بهوسیلهی آموزش قابلبهبود است . ازاینرو، سرمایهی روانشناختی در حال تبدیلشدن به ساختاری قابل ارتقاء و مثبت است که هدف آن ارتقاء و سازماندهی عملکرد شخصی و سازمانی است ؛بنابراین سرمایهی روانشناختی میتواند با انجام تمرینهای کوتاهمدت در طی فرآیند آموزش گروهی، بهبود و توسعه یابد.
مؤلفههای سرمایهی روانشناختی
خود-کارآمدی

خود- کارآمدی را بهعنوان اعتقاد و اطمینان فرد در رابطه با تواناییهای خویش بهمنظور بسیج انگیزش، منابع شناختی و اعمال موردنیاز جهت انجام موفقیتآمیز وظیفهای ویژه در موقعیتی خاص تعریف کردهاند. بندورا نشان داد که خود- کارآمدی میتواند به چهار روش ویژه گسترش یابد:
1. هنگامیکه فرد در انجام وظایفش به موفقیت دست مییابد احتمال بیشتری وجود دارد که باور کند میتواند دوباره آن وظیفه را با موفقیت انجام دهد
2. وقتی افراد بهوسیلهی مشاهدهی دیگران، یاد میگیرند که یک کار خاص را چگونه انجام دهند (مدلسازی یا یادگیری مشاهدهای)
3. بهواسطهی دریافت بازخورد مثبت از دیگران (ایجاد اطمینان از سوی یک الگوی قابلاحترام مثل مربی، مبتنی بر موفقیت فرد در انجام وظیفهای که به وی محول شده است)
4. از طریق برانگیختگی جسمی یا روانی و درنتیجه افزایش سلامتی.
امیدواری

امیدواری یک حالت انگیزشی مثبت است که بر اساس حسی از تعامل مبتنی بر موفقیت تعریف میشود و مشتمل بر دو مؤلفه:
1. عامل (انرژی هدف- محور) و
2. مسیرها (برنامهریزی برای برآورده کردن اهداف) است .
افراد با امیدواری بالا، توانایی بسیاری در ایجاد مسیرهایی برای رسیدن به اهدافشان دارند. این منبع روانشناختی، بهطور مداوم این امید را ایجاد میکند که اهداف محقق خواهند شد. علاوه بر این، افرادی که امید بالایی دارند، وظایفشان را به شکلی چارچوببندی و تنظیم میکنند که آنها را برای دستیابی به موفقیت، بسیار باانگیزه نگه میدارد. امیدوار ماندن در طی مواجهه با بحران، برای حفظ بهزیستی کارکنان بسیار ضروری است.
امید شامل عناصری همچون :
1. اراده داشتن برای کسب موفقیت
2. توانایی در شناخت و تبیین روشها و
3. توانایی در دنبال کردن راهها و روشهای تأییدشده است.
امید، همچنین بهعنوان یک هیجان و بهعنوان یک فرآیند شناختی گذرا یا سرشتی نیز فرض شده است. بررسیها نشان میدهد افرادی که امیدوار هستند انگیزهی بیشتری نیز دارند و در هنگام عهدهدار شدن یک وظیفه، به تواناییهای خود اطمینان بیشتری دارند و نیز در صورت برخورد با موانع، راههای جایگزینی را مور استفاده قرار میدهند، درنتیجه عملکرد بالاتری نیز دارند. کارکنان امیدوار تمایل دارند تا فرآیندهای فکری مستقل و جایگاه مهار درونی داشته باشند، چراکه این باعث میشود کارکنان برای به اتمام رساندن وظایفشان برانگیختگی و انگیزهی بالایی داشته باشند.
تاب آوری

تابآوری مجموعهای از پدیدههاست که اغلب با مقابلهی مثبت و سازگاری در مواجهه با موانع و مشکلات مهم توصیف میشود. پژوهشگران، تابآوری در محیط کار را چنین تعریف کردهاند: یک قابلیت مثبت روانشناختی رشد پذیر برای عبور از سختیها، تردیدها، تعارضات، شکستها و یا حتی تغییرات مثبت، پیشرفت و افزایش مسئولیتپذیری.
تابآوری یک سیستم سازگارانه است که فرد را قادر میسازد تا از یک گرفتاری یا شکست بهسرعت عبور کند و به حالت عادی بازگردد. یک اصل تابآوری که در محیط کار استفاده میگردد این است که پس از یک رویداد منفی یا مثبت، نیروی کار به سطح بالایی از انگیزه بازمیگردد و بالاتر از یک سطح تعادل پایدار قرار میگیرد.
تابآوری تواناییهای مثبت را در افراد افزایش میدهد و تأثیرگذاری عوامل استرسآور را در افراد کاهش میدهد؛ بنابراین، افراد انعطافپذیر برای برگشتن از شرایط دشوار یا بحرانی در موقعیت بهتری قرار دارند.
خوش بینی

بنیان نظری خوشبینی ، ریشه در مباحث سلیگمن (1998) دارد. سلیگمن (1998) یک چارچوب متممی را برای خوشبینی که مبتنی بر اسناد یا آنچه وی آن را سبک تبیینی نامید، پیشنهاد کرد.
به اعتقاد او، افراد خوشبین تمایل به اسناد درونی (من این موفقیت را به وجود آوردم)، پایدار (من میتوانم بهطور ثابت به این موفقیت برسم) و کلی (من میتوانم در همهی زمینهها به موفقیتی اینچنینی برسم)، برای رویدادهای مثبتی مثل موفقیتها و دستیابی به اهداف و اسناد بیرونی، ناپایدار و خاص برای رویدادهای منفی مثل شکستها و ناکامی در رسیدن به اهداف، داشته باشند؛ بنابراین، وقتی یک پیامد منفی رخ میدهد، افراد خوشبین تمایل دارند تا برانگیختگیشان را نسبت به موفقیت حفظ کنند، زیرا آنها نتیجه گرفتهاند که شکست به دلیل یک عامل ذاتی و پایدار در وجودشان نبوده است (اسناد بیرونی)، اما در عوض آن شکست فقط منحصر به این موقعیت بوده است (اسناد خاص) و تلاش بعدی احتمالاً به شکست منتهی نخواهد شد (اسناد ناپایدار)، درنتیجه کارکنان خوشبین میتوانند با این انتظارات مثبت به حرکت روبهجلو باوجود مشکلات و موانع گذشته ادامه دهند.
درواقع، افراد خوشبین مشکلات و موانع را چالش و فرصتهایی میپندارند که میتواند باعث افزایش موفقیتهایشان گردد . البته باید به این نکتهی مهم توجه داشت که سرمایهی روانشناختی به خوشبینی واقعبینانه کمک میکند، زیرا خوشبینیهای غیرواقعبینانه پیامدهای منفی در پی خواهد داشت.
خوشبینی به افراد اجازه میدهد که رویدادهای مطلوب زندگی برایشان امتیازاتی به همراه داشته باشد و این باعث افزایش عزتنفس آنان میگردد. همچنین ، خوشبینی میتواند افراد را از افسردگی، احساس گناه، سرزنش خود و ناامیدی حفظ کند.
مشخص شده است که همانند خود- کارآمدی، خوشبینی نیز از طریق روشهایی خاص قابل رشد است. یکی از این روشها، فرآیند سه مرحلهای اشنایدر است که شامل توجه نکردن به گذشته، اهمیت قائل شدن و درک کردن زمان حال و غنیمت شمردن آینده میباشد.